سخته

شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی!؟

به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم!؟

مگه کیه!؟

مگه واسم چیکار کرده!؟

مگه چی داره که از همه بهتر باشه!؟ ... ...

اصلاً من که خیلی از اون بهترم ...

بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی!؟

یهو ..

یه چیزی یادت میاد ...

یه چیز خیلی کوچیک ...

یه خاطره ...

یه حرف ...

یه لبخند ...

یه نگاه ...

و بعد ...

همین ...

همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که نمی تونی فراموشش کنی !

تنهایی

یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ... !

دوســـت داری ، همـــدرد نداری ..

خانـــواده داری ، حمــــایت نداری ..

عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری ...

مثل همیشه ؛

هــمه چی داری و هــیچی نداری ... !

لالایی آرام بخش

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.

این بگو مگوها همچنان ادامه داشت.
تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند.
پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.
قدر هر کسی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید...